روز شکوفه ها
بالاخره انتظارها تموم شد و روز شکوفه ها رسید. روزی سرشار از شادی بهمراه استرس صبح بعد از اماده شدن آبتین ، مادرجون و باباجون آبتین رو از زیر قران رد کردن و بعد از خداحافظی بهمراه مادرجون راهی مدرسه شدیم. یه جشن کوچولو و کاملا پسرونه براشون گرفته بودند. یه جمع دوست داشتنی که میشد کلی سوال رو تو چشمای قشنگ تک تکشون دید. بعد از اینکه معلمشون براشون کلی صحبتت کرد پرسید کی میتونه شعر بخونه . آبتین تنها دانمش آموزی بود که دستشو بلند کرد و گفت من خلاصه اوردنش جلوی صف و بلند شعری رو که با هم قبلش تمرین هم کرده بودیم خوند و معلمش کلی کیف کرد و من که دیگه داشتم می مردم از ذوق یاد اون موق افتاد که همش دوسال و هفت ماهش بود برده بودمش مهد ...
نویسنده :
نسيم
11:52
داریم آماده میشیم
اول رفتیم پیرایشگاه من و بابا ، و بعد از اینکه موهاش برای مدرسه رفتن مرتب شد طبق معمول رفتیم کافی شاپ دونفره و اینم تست لباسهای مدرسه قبل از شروع مدرسه فدات بشم الهی پسر گلم با این خنده های نازت. امیدوارم همیشه و در تمام مراحل زندگیت موفق و شاد باشی ...
نویسنده :
نسيم
11:35
روزای آخر تابستون
دسپخت مشترک
اینم دستپخت مشترک من و پسرم . دوناتهای خیلی خیلی خوشمزه ...
نویسنده :
نسيم
8:49
عشق من
شماها نمی دونید چه لذتی داره ، روز تعطیل پسرت از خواب بیدار شه و خودش تنهایی تخم مرغ درست کنه ، وسایلو بچینه تو اتاقش ، برات باب اسفنجی هم بذاره تا نگاه کنی و دعوتت کنه برای صبحانه خوشمزه با مزه دست آبتین خان ...
نویسنده :
نسيم
8:46
تفریح عصر جمعه
و اینم از تفریح جمعه های ما البته به همراه مادرجون ...
نویسنده :
نسيم
8:43
صبحانه دو نفره
ماه آخر تابستون و اوایل پاییز هوا برای خوردن صبحانه دو نفره کنار دریاچه کیو عالیه ، یعنی محشره من و آبتین که خیلی بهمون خوش می گذره و بعدشم میزبان این خوشگلا بودیم دنیای بچه ها ، خیلی قشنگه و با کوچکترین چیزی شاد می شن و از ته دلشون می خندند ای کاش ما هم بتونیم مثل بچه ها باشیم ...
نویسنده :
نسيم
8:31
غرور مامان
پسر که داشته باشی ، اگه همه دنیا هم دشمنت باشن ، پسرت پشتته . پسر یعنی خار چشم بدخواههای مادر پسر یعنی غرور مادر به امید سلامتی ، شادی و موفقیت همه غرورهای مادرها ...
نویسنده :
نسيم
8:19
به به ، تولد
و هدیه های آبتین خاله مریم باز هم زحمت افتاده و هدیه آبتین رو براش پست کردهخ. دستت درد نکنه خاله نسترن که مثل همیشه سنگ تموم گذاشته: مادرجون که البیته یه ماکت هلیکوپتر هم بود. دستت درد نکنه . ابتین خیلی این ساعتشو دوست داره بابا جون دستت درد نکنه. می دونی که آبتین لگو خیلی دوست داره دایی جون ممنون ، و من : ...
نویسنده :
نسيم
9:29












